the header pic

احکام کفن و دفن

احکام کفن

۶١٣ – واجب است میت را طورى در زمین دفن کنند که بوى او بیرون نیاید و درندگان هم نتوانند بدنش را بیرون آورند. و در صورتى که ترس درنده و نزدیک شدن انسانى که از بوى میت اذیت‏شود در بین نباشد، اقوى کفایت تنها عنوان دفن در زمین است، اگر چه احتیاط مستحب آن است که گودى قبر به همان اندازه مذکور در بالا باشد. و اگر ترس آن باشد که جانور، بدن او را بیرون آورد،باید قبر را با آجر و مانند آن محکم کنند.

۶١۴ – اگر دفن میت در زمین ممکن نباشد، مى‏توانند به جاى دفن او را در بنایا تابوت بگذارند.

۶١۵ – میت را باید در قبر به پهلوى راست طورى بخوابانند که جلوى بدن او رو به قبله باشد.

۶١۶ – اگر کسى در کشتى بمیرد، چنانچه جسد او فاسد نمى‏شود و بودن او در کشتى مانعى ندارد، باید صبر کنند تا به خشکى برسند و او را در زمین دفن کنند، و گرنه باید در کشتى غسلش بدهند و حنوط و کفن کنند و پس از خواندن نماز میت چیز سنگینى به پایش ببندند و به دریا بیندازند، یا او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و به دریا بیندازند. و اگر ممکن است باید او را در جایى بیندازند که فورا طعمه حیوانات نشود.

۶١٧ – اگر بترسند که دشمن قبر میت را بشکافد و بدن او را بیرون آورد و گوش یا بینى یا اعضاى دیگر او را ببرد، چنانچه ممکن باشد باید به طورى که در مساله پیش گفته شد، او را به دریا بیندازند.

۶١٨ – مخارج انداختن در دریا و مخارج محکم کردن قبر میت را در صورتى که لازم باشد باید از اصل مال میت بردارند.

۶١٩ – اگر زن کافره بمیرد و بچه در شکم او مرده باشد، چنانچه پدر بچه مسلمان باشد، باید زن را در قبر به پهلوى چپ پشت به قبله بخوابانند که روى بچه به طرف قبله باشد. بلکه اگر هنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد، بنابر احتیاط واجب باید به همین دستور عمل کنند.

۶٢٠ – دفن مسلمان در قبرستان کفار و دفن کافر در قبرستان مسلمانان جایز نیست.

۶٢١ – دفن مسلمان در جایى که بى‏احترامى به او باشد، مانند جایى که خاکروبه و کثافت مى‏ریزند، جایز نیست.

۶٢٢ – میت را نباید در جاى غصبى دفن کنند، و دفن کردن در جایى که براى غیر دفن کردن وقف شده و در مسجد اگر ضرر به مسلمانان باشد یا مزاحم نمازشان باشد جایز نیست، بلکه اقوى آن است که اصلا در مسجد دفن نکنند. و در زمینى که مثل مسجد براى غیر دفن کردن وقف شده، جایز نیست.

۶٢٣ – دفن میت در قبر مرده دیگر، اگر موجب نبش شود، جایز نیست.

۶٢۴ – چیزى که از میت جدا مى‏شود، اگر چه مو و ناخن و دندانش باشد، بایدبا او دفن شود. و اگر موجب نبش شود، احتیاط آن است که جدا دفن شود. و دفن ناخن و دندانى که در حال زندگى از انسان جدا مى‏شود، مستحب است.

۶٢۵ – اگر کسى در چاه بمیرد و بیرون آوردنش ممکن نباشد، باید در چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند. و در صورتى که چاه، مال غیر باشد،باید به نحوى او را راضى کنند.

۶٢۶ – اگر بچه در رحم مادر بمیرد و ماندنش در رحم براى مادر خطر داشته باشد،باید به آسانترین راه او را بیرون آورند. و چنانچه ناچار شوند که او را قطعه قطعه کنند، اشکال ندارد. ولى باید به وسیله شوهرش اگر اهل فن است‏یا زنى که اهل‏فن باشد او را بیرون بیاورند. و اگر ممکن نیست، مرد محرمى که اهل فن باشد. و اگرآن هم ممکن نشود، مرد نامحرمى که اهل فن باشد بچه را بیرون بیاورد. و در صورتى که آن هم پیدا نشود، کسى که اهل فن نباشد مى‏تواند بچه را بیرون آورد.

۶٢٧ – هرگاه مادر بمیرد و بچه در شکمش زنده باشد، اگر چه امید زنده ماندن طفل را نداشته باشند، باید به وسیله کسانى که در مساله پیش گفته شد ازهر طرفى که بچه سالم بیرون مى‏آید، بچه را بیرون آورند و دوباره بدوزند. ولى اگر بین پهلوى چپ و راست در سالم بودن بچه فرقى نباشد، احتیاط واجب آن است که از پهلوى چپ بیرون آورند.

مستحبات دفن

۶٢٨ – خوب است به امید آنکه مطلوب پروردگار باشد قبر را به اندازه قد انسان متوسط گود کنند و میت را در نزدیکترین قبرستان دفن نمایند مگر آنکه قبرستان دورتر از جهتى بهتر باشد مثل آنکه مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند یا مردم براى فاتحه اهل قبور بیشتر به آنجا مى‏روند و نیز جنازه را در چند ذرعى قبر زمین بگذارند و تا سه مرتبه کم کم نزدیک ببرند و در هر مرتبه زمین بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر کنند و اگر میت مرد است در دفعه سوم طورى زمین بگذارند که سر او طرف پایین قبر باشد و در دفعه چهارم از طرف سر وارد قبر نمایند و اگر زن است در دفعه سوم طرف قبله قبر بگذارند و به پهنا وارد قبر کنند و در موقع وارد کردن پارچه‏اى روى قبر بگیرند و نیز جنازه را به آرامى از تابوت بگیرند و وارد قبر کنند و دعاهایى که دستور داده شده پیش از دفن و موقع دفن بخوانند و بعد از آنکه میت را در لحد گذاشتند گره‏هاى کفن را باز کنند و صورت میت را روى خاک بگذارند و بالشى از خاک زیر سر او بسازند و پشت میت‏خشت‏خام یا کلوخى بگذارند که میت به پشت برنگردد و پیش از آنکه لحد را بپوشانند دست راست را به شانه راست میت بزنند و دست چپ را به قوت بر شانه چپ میت بگذارند و دهان را نزد یک گوش او ببرند و به شدت حرکت دهند و سه مرتبه بگویند : “اسمع افهم یا فلان بن فلان”. و بجاى فلان، اسم میت و پدرش را بگویند. مثلا اگر اسم او محمد و اسم پدرش على است، سه مرتبه بگویند: “اسمع افهم یا محمد بن على”. پس از آن بگویند: “هل انت على العهد الذى فارقتنا علیه من شهادة ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمدا صلى الله علیه و آله عبده و رسوله و سید النبیین و خاتم المرسلین و ان علیا امیر المؤمنین و سید الوصیین و امام افترض الله طاعته على العالمین و ان الحسن و الحسین و على بن الحسین و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و الحسن بن على و القائم الحجة المهدى صلوات الله علیهم ائمة المؤمنین و حجج الله على الخلق اجمعین و ائمتک ائمة هدى بک ابرار یا فلان بن فلان” و بجاى فلان بن فلان اسم میت و پدرش را بگوید. و بعد بگوید: “اذا اتاک الملکان المقربان رسولین من عند الله تبارک و تعالى و سالاک عن ربک و عن نبیک و عن دینک و عن کتابک و عن قبلتک و عن ائمتک فلا تخف و لا تحزن و قل فى جوابهما الله ربى و محمد صلى الله علیه و آله نبیى و الاسلام دینى و القرآن کتابى و الکعبة قبلتى و امیر المؤمنین على بن ابى طالب امامى و الحسن بن على المجتبى امامى و الحسین بن على الشهید بکربلا امامى و على زین العابدین امامى و محمد الباقر امامى و جعفر الصادق امامى و موسى الکاظم امامى و على الرضا امامى و محمد الجواد امامى و على الهادى امامى و الحسن العسکرى امامى و الحجة المنتظر امامى هؤلاء صلوات الله علیهم اجمعین ائمتى و سادتى و قادتى و شفعائى بهم اتولى و من اعدائهم اتبرا فى الدنیا و الاخره ثم اعلم یا فلان بن فلان” بجاى فلان بن فلان اسم میت و پدرش را بگوید. بعد بگوید: “ان الله تبارک و تعالى نعم الرب و ان محمد صلى الله علیه و آله نعم الرسول و ان على بن ابى طالب و اولاده المعصومین الائمة الاثنى عشر نعم الائمة و ان ما جاء به محمد صلى الله علیه و آله حق و ان الموت حق و سؤال منکر و نکیر فى القبر حق و البعث‏حق و النشور حق و الصراط حق و المیزان حق و تطایر الکتب حق و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لا ریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور” پس بگوید: “ا فهمت‏یا فلان” و بجاى فلان اسم میت را بگوید.پس از آن بگوید: “ثبتک الله بالقول الثابت و هداک الله الى صراط مستقیم عرف الله بینک و بین اولیائک فى مستقر من رحمته” پس بگوید: “اللهم جاف الارض عن جنبیه و اصعد بروحه الیک و لقه منک برهانا اللهم عفوک عفوک”.

۶٢٩ – خوب است به امید اینکه مطلوب پروردگار است کسى که میت را در قبر مى‏گذارد با طهارت و سر برهنه و پا برهنه باشد، و از طرف پاى میت از قبر بیرون بیاید، و غیر از خویشان میت کسانى که حاضرند با پشت دست‏خاک بر قبر بریزند و بگویند: “انا لله و انا الیه راجعون”. اگر میت زن است کسى که با او محرم مى‏باشد او را در قبر بگذارد، و اگر محرمى نباشد خویشانش او را در قبر بگذارند.

۶٣٠ – خوب است به امید این که مطلوب پروردگار است، قبر را مربع یا مربع مستطیل بسازند و به اندازه چهار انگشت از زمین بلند کنند و نشانه‏اى روى آن بگذارند که اشتباه نشود و روى قبر آب بپاشند. و بعد از پاشیدن آب کسانى که حاضرند، دستها را بر قبر بگذارند و انگشتها را باز کرده در خاک فرو برند و هفت مرتبه سوره مبارکه “انا انزلناه” بخوانند و براى میت طلب آمرزش کنند و این دعا را بخوانند: “اللهم جاف الارض عن جنبیه و اصعد الیک روحه و لقه منک رضوانا و اسکن قبره من رحمتک ما تغنیه به عن رحمة من سواک”.

۶٣١ – پس از رفتن کسانى که تشییع جنازه کرده‏اند، مستحب است ولى میت‏یا کسى که از طرف ولى اجازه دارد، دعاهایى را که دستور داده شده به میت تلقین کند.

۶٣٢ – بعد از دفن مستحب است صاحبان عزا را سر سلامتى دهند. ولى اگر مدتى گذشته است که به واسطه سر سلامتى دادن مصیبت‏یادشان مى‏آید، ترک آن بهتر است. و نیز مستحب است تا سه روز براى اهل خانه میت غذا بفرستند، و غذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مکروه است.

۶٣٣ – مستحب است انسان در مرگ خویشان مخصوصا در مرگ فرزند صبر کند و هر وقت میت را یاد مى‏کند “انا لله و انا الیه راجعون” بگوید. و براى میت قرآن بخواند، و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محکم بسازد که زود خراب نشود.

۶٣۴ – جایز نیست انسان در مرگ کسى صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند.

۶٣۵ – پاره کردن یقه در مرگ غیر پدر و برادر جایز نیست.

۶٣۶ – اگر مرد در مرگ زن یا فرزند، یقه یا لباس خود را پاره کند، یا اگر زن در عزاى میت صورت خود را بخراشد، به طورى که خون بیاید یا موى خود را بکند، باید یک بنده آزاد کند یا ده فقیر را طعام دهد و یا آنها را بپوشاند. و اگر نتواند، باید سه روز روزه بگیرد. بلکه اگر خون هم نیاید، بنابر احتیاط واجب به این دستور عمل نماید.

۶٣٧ – احتیاط واجب آن است که در گریه بر میت، صدا را خیلى بلند نکنند.

نماز وحشت
۶٣٨ – مستحب است در شب اول قبر دو رکعت نماز وحشت براى میت بخوانند. و دستور آن این است که در رکعت اول بعد از حمد، یک مرتبه آیة‏الکرسى و در رکعت دوم بعد از حمد، ده مرتبه سوره “انا انزلناه” بخوانند، و بعداز سلام نماز بگویند: “اللهم صل على محمد و آل محمد و ابعث ثوابها الى قبر فلان” و به جاى کلمه فلان، اسم میت را بگویند.

۶٣٩ – نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر مى‏شود خواند، ولى بهتر است در اول شب بعداز نماز عشا خوانده شود.

۶۴٠ – اگر بخواهند میت را به شهر دورى ببرند، یا به جهت دیگر دفن او تاخیر بیفتد، باید نماز وحشت را تا شب اول قبر او تاخیر بیندازند.

نبش قبر

۶۴١ – نبش قبر مسلمان یعنى شکافتن قبر او اگر چه طفل یا دیوانه باشد، حرام است. ولى اگر بدنش از بین رفته و خاک شده باشد، اشکال ندارد.

۶۴٢ – نبش قبر امامزاده‏ها و شهدا و علما و صلحا اگر چه سالها بر آن گذشته باشد، در صورتى که زیارتگاه باشد، حرام است. بلکه اگر زیارتگاه هم نباشد،بنابر احتیاط واجب نباید آن را نبش کرد.

۶۴٣ – شکافتن قبر در چند مورد حرام نیست: اول: آنکه میت در زمین غصبى دفن شده باشد و مالک زمین راضى نشود که در آنجا بماند دوم: آنکه کفن یا چیز دیگرى که با میت دفن شده غصبى باشد و صاحب آن راضى نشود که در قبر بماند و همچنین است اگر چیزى از مال خود میت که به ورثه او رسیده با او دفن شده باشد و ورثه راضى نشوند که آن چیز در قبر بماند ولى اگر چیز مختصرى از مال او که به ورثه به ارث رسیده مانند انگشتر و نحو آن با او دفن شده باشد در جواز نبش براى در آوردن آن تامل و اشکال است‏خصوصا اگر اجحاف به ورثه نباشد و اگر وصیت کرده باشد که دعا یا قرآن یا انگشترى را با او دفن کنند در صورتى که وصیتش بیشتر از یک سوم مال او نباشد براى بیرون آوردن اینها نمى‏توانند قبر را بشکافند. سوم: آن که میت بى غسل یا بى کفن دفن شده باشد، یا بفهمند غسلش باطل بوده، یا به غیر دستور شرع کفن شده یا در قبر، او را رو به قبله نگذاشته‏اند. چهارم: آنکه براى ثابت‏شدن حقى بخواهند بدن میت را ببیند. پنجم: آنکه میت را در جایى که بى‏احترامى به اوست مثل قبرستان کفار یا جایى که کثافت و خاکروبه مى‏ریزند، دفن کرده باشند. ششم: آنکه براى یک مطلب شرعى که اهمیت آن از شکافتن قبر بیشتر است قبر را بشکافند مثلا بخواهند بچه زنده را از شکم زن حامله‏اى که دفنش کرده‏اند بیرون آورند. هفتم: آنکه بترسند درنده‏اى بدن میت را پاره کند یا سیل او را ببرد یا دشمن بیرون آورد. هشتم: آنکه قسمتى از بدن میت را که با او دفن نشده بخواهند دفن کنند. ولى احتیاط واجب آن است که آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند که بدن میت دیده نشود.

 

احکام کفن میت


۵٧٠ – میت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لنگ و پیراهن و سرتاسرى مى‏گویند، کفن نمایند.

۵٧١ – لنگ باید از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند، و بهتر آن است که از سینه تا روى پا برسد. و بنابر احتیاط واجب پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق پا تمام بدن را بپوشاند، و درازاى سرتاسرى باید به‏قدرى باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد، و پهناى آن باید به اندازه‏اى باشد که یک طرف آن روى طرف دیگر بیاید.

۵٧٢ – مقدارى از لنگ، که از ناف تا زانو را مى‏پوشاند و مقدارى از پیراهن که از شانه تا نصف ساق را مى‏پوشاند، مقدار واجب کفن است. و آنچه بیشتر از این مقدار در مساله قبل گفته شد، مقدار مستحب کفن مى‏باشد.

۵٧٣ – اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند که بیشتر از مقدار واجب کفن را،که در مساله قبل گفته شد از سهم آنان بردارند، اشکال ندارد. و احتیاط واجب آن است که بیشتر از مقدار واجب کفن و همچنین مقدارى را که احتیاطا لازم است، از سهم وارثى که بالغ نشده، برندارند.

۵٧۴ – اگر کسى وصیت کرده باشد که مقدار مستحب کفن را که در دو مساله قبل گفته شد، از ثلث مال او بردارند، یا وصیت کرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند، ولى مصرف آن را معین نکرده باشد، یا فقط مصرف مقدارى از آن را معین کرده باشد، مى‏توانند مقدار مستحب کفن را از ثلث مال او بردارند.

۵٧۵ – اگر میت وصیت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند، مى‏توانند به طور متعارف که لایق شان میت مى‏باشد، کفن و چیزهاى دیگرى را که از واجبات دفن است از اصل مال بردارند.

۵٧۶ – کفن زن بر شوهر است، اگر چه زن از خود مال داشته باشد. و همچنین اگر زن را به شرحى که در کتاب طلاق گفته مى‏شود، طلاق رجعى بدهند و پیش از تمام شدن عده بمیرد، شوهرش باید کفن او را بدهد. و چنانچه شوهر بالغ نباشد یا دیوانه باشد، ولى شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.

۵٧٧ - کفن میت بر خویشان او واجب نیست، اگر چه مخارج او در حال زندگى برآنان واجب باشد.

۵٧٨ – احتیاط واجب آن است که هر یک از سه پارچه کفن به قدرى نازک نباشد که بدن میت از زیر آن پیدا باشد.

۵٧٩ – کفن کردن با چیز غصبى، اگر چیز دیگرى هم پیدا نشود، جایز نیست. و چنانچه کفن میت غصبى باشد و صاحب آن راضى نباشد، باید از تنش بیرون آورند، اگر چه او را دفن کرده باشند. و همچنین جایز نیست با پوست مردار او را کفن کنند.

۵٨٠ - کفن کردن میت با چیز نجس و با پارچه ابریشمى خالص جایز نیست،ولى در حال ناچارى اشکال ندارد. و احتیاط واجب آن است که با پارچه طلاباف هم میت را کفن نکنند، مگر در حال ناچارى.

۵٨١ – کفن کردن با پارچه‏اى که از پشم یا موى حیوان حرام گوشت تهیه شده، در حال اختیار جایز نیست. ولى اگر پوست‏حیوان حلال گوشت را طورى درست کنند که به آن جامه گفته شود، مى‏شود با آن میت را کفن کنند. و همچنین اگر کفن از مو و پشم حیوان حلال گوشت باشد اشکال ندارد، اگر چه احتیاط مستحب آن است که بااین دو هم کفن ننمایند.

۵٨٢ – اگر کفن میت به نجاست‏خود او، یا به نجاست دیگرى نجس شود، چنانچه کفن ضایع نمى‏شود، باید مقدار نجس را بشویند یا ببرند. ولى اگر در قبر گذاشته باشند، بهتر است که ببرند. بلکه اگر بیرون آوردن میت اهانت به او باشد،بریدن واجب مى‏شود. و اگر شستن یا بریدن آن ممکن نیست، در صورتى که عوض کردن آن ممکن باشد، باید عوض نمایند.

۵٨٣ – کسى که براى حج‏یا عمره احرام بسته، اگر بمیرد باید مثل دیگران کفن شود،و پوشاندن سر و صورتش اشکال ندارد.

۵٨۴ – مستحب است انسان در حال سلامتى، کفن و سدر و کافور خود را تهیه کند.

 

تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان آرامستانهای شهرداری ورامین می باشد  2017-2017 ©

menu
در حال بارگذاری